
مگه مــرض داری " نـــظـر " نمیدی ، هان ؟
.....*به WalkTalk.mihanblog.Com خوش اومدین.
.....* تـــمــــوم مـطـالــب از خـــودمـــه بــجــز اونایی که زیر پست ها ذکـر میکنم.
.....*هرجنبش عظیم در این دنیا با نطق های آتشین به حرکت درآمده و نویسندگان بزرگ در آنها نقشی نداشته اند.(آدولفـ هیتلر)
.....*این ایمیل من: WalkTalk.Com@Gmail.Com
یه تك بزن ایمیلت بیفته !
.....* اصلا رو اثلا مینویسم .
.....*سه شنبه ی هر هفته
لینک دانلود " آهنگ های خاطره انگیز "
.....*میتونید از پنل "موضوعات" زیر مطلب دلخواهتــونـو انتخاب کنین .
W.....a.....l.....k......T.....a......l.......k N e w s
اخــــــبــار وبلــــاگــــــ :
.....*امـ ــا فقط ادامـــ هـ بــ ـده ، ایــ ــنــ ـروزهــ ـای هـ ـولـ ـنــاکـــــ را
.....*بـ ـزودی مــجـــمـــوعــ هـ جـ ـدید " کــســی بــنــ ـامـ ــ او"
بــ ــزودی زود گـ ـلچـ ـیـن بــ هتــ ـریــ ـن
آهنـ ـگ هـ ـای خاطرهـ دار "محسن چاوشی"
بزودی ارسال پست " رضــ ـا " واقعیتی درمورد خودم و افکار نابهنجارم
.....*و در آینده ای نه چندان دور :
لینک دانلود تم های سامسونگ
Wave525




بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Upload Music
سخنان علی شریعتی
اگر در صحنۀ حق و باطل زمان خودت نیستی، هر کجا که میخواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است
……….
تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند
……….
ویرانه ای بزرگ هستم که مردم از همه رنگی و همه نیازی میآیند و از من هرچه میتوانند و بخواهند برمیگیرند و میبرند
……….
پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی …
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
“تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود
بیگانه بودی”
“کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم”
دردم ، درد “بی کسی” بود
……….
من ستایشگر معلمی هستم كه اندیشیدن را به من بیاموزد نه
اندیشه ها را
……….
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه
رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم
……….
انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود
،احساس تنهایی بیشتری می کند
طبقه بندی: عــلــی شریـ ـعــتـ ــی ،
برچسب ها: جمله های دکتر علی شریعتی، اس ام اس فلسفی، حرفهای دکتر علی شریعتی، زندگینامه ی دکتر علی شریعتی، کتابهای علی شریعتی، شریعت مداری، علی شریعتی،
سخنان علی شریعتی
دورباش اما نزدیک
من از نزدیک بودن های دور میترسم
..........
دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری می کنند
..........
در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه میکنند تا صحنه ی اعدام...
زیستن با این مردمان دردناک است
..........
فامیلیم را جدم انتخاب کرد اسمم را پدرم
دیگر بس است...
میخواهم راهم را خودم انتخاب کنم
..........
انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی چیزی را که می گوید باید حقیقت داشته باشد
..........
در دنیای ما گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند.دیگر گوسفند نمیدرند ، به نی چوپان گوش میدهند
..........
خداوندا کفر نمی گویم پریشانم
چه می خواهی تو از جانم
مرا بی آنکه خود
خواهم
اسیر زندگی کردی
خداوندا تو مسئولی ،
تو می دانی
که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه سخت است
چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است
..........
تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگ
او خاموشی آن
بنگر در این فاصله چه
کردی
گرما بخشیدی یا سوزاندی؟
..........
مرا کسی نساخت، خدا ساخت
نه آنچنان که کسی می
خواست
که من کسی نداشتم
کسم خدا بود،کس بی
کسان
او بود که مرا ساخت،
آنچنان که خودش خواست
نه از من پرسید و نه
از منِ دیگر ــم
من یک گـِل بی صاحب
بودم
مرا از روح خود دمید
و بر روی خاک و در
زیر آفتاب
تنها رهایم کرد
مرا به خودم وا گذاشت
..........
گه گاهی هر چقدر هم تلاش کنی برای ثابت کردن خودت مردم معمولا
آنگونه که دوست دارند ، تو را خواهند دید نه آنچه که خود هستی، و نه واقعیت تو را
پس آرام گام بردار با کوله باری از رویاها و افکار و خاطراتت و در خلوت خود همانی باش که می خواهی
گاهی ثابت کردن خود برای دیگران هیچ چیز به جز خستگی به دنبال نخواهد داشت
لبخند بزن و درکنارشان آرام قدم بزن ... برای زندگی
..........
سکوتی که سرشار از حرفهای ناگفتنیست ، که ارزش بسیاری از کلمات در نگفتن آنان است
طبقه بندی: عــلــی شریـ ـعــتـ ــی ،
برچسب ها: جمله های دکتر علی شریعتی، اس ام اس فلسفی، حرفهای دکتر علی شریعتی، زندگینامه ی دکتر علی شریعتی، کتابهای علی شریعتی، شریعت مداری، علی شریعتی،
سخنان علی شریعتی
شیطان فریاد میزند آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد
..........
مادرم میگفت : عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب
اما حالا هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم
...........
در این شهر صدای پای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تو را میبافند
صادقانه دروغ میگویندو خالصانه خیانت میکنند در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری
..........
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای بدنش را نشان ما دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
..........
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن
..........
در بیکرانه زندگی ۲چیز افسونم کرد:
1.آبی اسمان که میبینم ومیدانم نیست
2.خدایی که نمیبینم و میدانم هست
..........
به نظر شما چه لباسی به زن امروز بپوشانیم؟ نمیخواهد لباس بدوزید وبه تن زن امروز کنید،فکر زن را اصلاح کنید
او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست
..........
عده ای مثل قرص جوشانند،در لیوان اب میجوشند کف کرده وسر میروند ولی کمی صبر کنی میبینی که از نصف لیوان کمترند
..........
دلی که از بی کسی غمگین است هر کسی را میتواند تحمل کند
..........
آنان که اعتماد میکنند خیانت میبینند . آنان که اعتماد نمیکنند خود خیانتکارند
پس چه باید کرد؟
...........
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست ؟
دوره ی ارزانی است...
چه شرافت ارزان ! تن عریان ارزان و دروغ از همه ارزانتر!
آبرو قیمت یک تکه ی نان و چه تخفیف بزرگی خورده است...
قیمت هر انسان...!
..........
بزرگترین افسوس آدمی آن است که :
میخواهد ولی
نمیتواند، و به یاد می آورد روزی را که میتوانست اما نخواست
..........
و این یک قانون است که همیشه باطل را به صورت حق می سازند و آنرا به مردم تحویل میدهند
..........
در سوریه شهر دمشق در ورودی سمت چپ قبرستان زینبیه آرامگاه دکتر علی شریعتی است که در روی آرامگاه او نوشته است :
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق استبداد زندگی میکنند و برحسینی میگریند که خود آزادانه زیست
..........
برگ در انتهای زوال می افتد و سیب در انتهای کمال
پس بنگر که چگونه می افتی...
چون برگی زرد یا سیبی سرخ
..........
آرزویم این است :
درمیان مردمی که می
دوند برای زنده بودن ،آرام قدم برداری ، برای زندگی...
..........
اگر کینه نبود قلب ها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند و من با دستانی که زخم خورده ی توست گیسوان بلندت را نوازش می کردم و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی برای سلامتی دشمنانمان پر می کردیم
..........
سکوت میکنم
سکوتم نشانه رضایت نیست ، حجمی بزرگ از فریاد است که بستری برای حضور نیافته
..........
نمیدانم شاید شیطان عاشق حوا بود که به آدم سجده نکرد...
..........
طبقه بندی: عــلــی شریـ ـعــتـ ــی ،
برچسب ها: جمله های دکتر علی شریعتی، اس ام اس فلسفی، حرفهای دکتر علی شریعتی، زندگینامه ی دکتر علی شریعتی، کتابهای علی شریعتی، شریعت مداری، علی شریعتی،
سخنان علی شریعتی
معشوق من چنان لطیف است
که خود را به
بودن
نیالوده است
که اگر جامه ی وجود
بر تن می کرد
نه معشوق من بود
..........
چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ای دیگر پیدا نیست و من "چنین کردم" اما "چنین نبودم" و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد
..........
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
..........
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند
..........
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
..........
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم
این زندگی من است.
..........
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
..........
گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری
..........
ترجیح میدم باکفشهایم راه بروم وبه خدافکرکنم تااینکه درمسجد بنشینم وبه کفشهایم فکرکنم
..........
من ادعا نمیکنم که
همیشه به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم
اماادعا میکنم حتی
درلحظاتی هم که به یادشان نیستم دوستشان دارم
..........
مردان در مسیر عشق به
وسعت نامتناهی نامردند.گدایی عشق میکنند تا زمانی که به تسخیر قلب زن مطمئن نیستد
اما همین که مطمئن شدند نامردی را در کمال مردانگی بجا می آورند
..........
کسی که دوسش داری ، دوستت ندارد
کسی که دوستت دارد ، تو دوستش نداری
کسی که هم تو اونو دوست داری و هم اون تورو
به رسم آیین زندگی به هم نمیرسید
..........
هی با خود فکر می کنم
چگونه است که ما ، در
این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ،در آن سر دنیا ، عرق می
خورند و وضع شان آن است
نمی دانم ، مشکل در
نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن
..........
در دنیا برای همه افراد جایی است ، به جای این که جای کسی را بگیرید سعی کنید جای واقعی خود بیابید
..........
من در کشوری زندگی میکنم که زبان مردمان آن "پارسی "است اما چون عربی" پ" ندارد به آن میگویند "فارسی"
..........
من او را دوست دارم و او دیگری را دوست دارد و دیگری ، دیگری را
و این چنین است که ما همه تنهاییم
..........
من رقص زنان هندی را بیش تر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون آنها با عشق میرقصند ولی پدر و مادر از سر ترس میخوانند
..........
تاریخ تولد ما ، درهیچ نقشه وتقویمی نیست بلکه انسانها همواره درقلب کسانیکه دوستشان دارندمتولدمیشوند
..........
طبقه بندی: عــلــی شریـ ـعــتـ ــی ،
برچسب ها: جمله های دکتر علی شریعتی، اس ام اس فلسفی، حرفهای دکتر علی شریعتی، زندگینامه ی دکتر علی شریعتی، کتابهای علی شریعتی، شریعت مداری، علی شریعتی،
سخنان علی شریعتی
چه فاجعه ای است که باطل به دستی عقل را شمشیر می گیرد و به دستی شرع را سپر
زندگی انسان امروز در این جمله خلاصه می شود : فدا کردن آسایش زندگی برای ساختن وسایل آسایش زندگی
..........
از تنهایی به میان مردم می گریزم و از مردم به تنهایی پناه برم
..........
و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگی دوزخ
چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟
و من در شگفتم که آنها که می خواهند
معبود را از هستی برگیرند چگونه از انسان انتظار دارند تا در خلأ دم زند؟
..........
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار
دسته تقسیم کرده است:
١ـ آنانی که وقتی
هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند.
عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک
است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها
هویت جسمی دارند.
٢ـ آنانی که وقتی
هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند.
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی
که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز
به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
٣ـ آنانی که وقتی
هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند.
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در
بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره
به خاطر ما میمانند. دوستشان
داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
۴ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند.
شگفتانگیزترین آدمها.
در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند
که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم
آهسته آهسته درک میکنیم، باز میشناسیم، می فهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند
و چه میخواستند. ما
همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار
میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی
که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در
زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
..........
مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت
بخور،
حرفت را من می زنم.
فاشیسم می گوید: رفیق نانت را من می
خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن.
اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت
بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق
برسی.
اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور
به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می
اندازیم،
اماّ آن حرفی را که ما می گوییم بزن.
..........
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد
..........
من آمده ام به نمایندگی از این طبقه
تحصیل کرده بی دین
نه تنها بی دین و بیگانه با دین شما.
بلکه بیزار از دین و عقده دار نسبت به
مذهب و فراری
که به هر مکتبی
به هر شعاری و به هر فلسفه دیگری متوسل
می شود
و پناه می برد از ترس مذهب شما!
طبقه بندی: عــلــی شریـ ـعــتـ ــی ،
برچسب ها: جمله های دکتر علی شریعتی، اس ام اس فلسفی، حرفهای دکتر علی شریعتی، زندگینامه ی دکتر علی شریعتی، کتابهای علی شریعتی، شریعت مداری، علی شریعتی،
سخنان علی شریعتی
سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
..........
من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد بزنم…
اگر نتوانستم ، سکوت میکنم.
..........
همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدأ ، به سوی آنجا که
بتوانی انسانتر باش
و از انچه که هستی و هستند فاصله بگیری
این رسالت دائمی توست
..........
خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است
..........
هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش
..........
آنها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از
گاو که گنده تر نمیشوی : می دوشنت
و از اسب که دونده تر نمیشوی : سوارت
میشوند
از خر که قوی تر نمیشوی : بارت میکنند.
آنها از
فهمیدن تو میترسند
..........
ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد
..........
اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او
جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار
شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو
تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من
هستی
ای پناهگاه ابدی
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی
..........
عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است
که:
عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق است…
تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس
باشد …. کسی در پیرامونش نباشد
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز
پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست
برعکس کسی که چنین اتصالی را در درونش
احساس میکند
و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده
، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست
..........
خدایا : چگونه زیستن را به من بیاموز ،
چگونه مردن را خود ، خواهم دانست .
خدایا : رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان
برایم نیاورد
قوتم بخش تا نانم را؛ وحتی نامم را در خطر
ایمانم افکنم.
تا از آنها باشم که پول دنیا می گیرند
وبرای دین کار می کنند ؛ نه آنها که پول دین می گیرند وبرای دنیا کارمی کنند
..........
باور نمی کنم
هرگز باور نمی کنم که سال های سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد. یک کاری خواهد شد. زیستن مشکل است و لحظات چنان به سختی و سنگینی بر من گام می نهند و دیر می گذرند که احساس می کنم خفه می شوم. هیچ نمی دانم
چرا؟
اما می دانم کس دیگری در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بی طاقت کرده است. احساس
می کنم دیگر نمی توانم در خود بگنجم و در خود بیارامم و از بودن خویش بزرگتر شده ام
و این جامه بر من تنگی می کند.
این کفش تنگ و بی تاب بی قرار
عشق آن سفربزرگ
آه چه می کشم
چه خیال انگیز و جان بخش است این جا نبودنم
..........
طبقه بندی: عــلــی شریـ ـعــتـ ــی ،
برچسب ها: جمله های دکتر علی شریعتی، اس ام اس فلسفی، حرفهای دکتر علی شریعتی، زندگینامه ی دکتر علی شریعتی، کتابهای علی شریعتی، شریعت مداری، علی شریعتی،
سخنان علی شریعتی
آسمان کویر سراپرده ملکوت خداست
آن شب من نیز خود را بر بام خانه گذاشته بودم و
به نظاره آسمان رفته بودم. گرم تماشا و غرق در این دریای سبز معلقی که بر آن ،
مرغان الماس پرستارگان زیبا و خاموش، تک تک از غیب سر می زنند و دسته دسته به بازی
افسونکاری شنا می کنند. آن شب نیز ماه با تلألو پرشکوهش که تنها لبخند نوازشی است
که طبیعت بر چهره نفرین شدگان کویر می نوازد از راه رسید و گلهای الماس شکفتند و
قندیل زیبای پروین - که هرشب، دست ناپیدای الهه ای آن را از گوشه آسمان، آرام
آرام، به گوشه ای دیگر می برد - سر زد و آن جاده روشن و خیال انگیزی که گویی، یک
راست، به ابدیت می پیوندد:" شاهراه علی "
راه مکه !
که بعدها دبیرانم خندیدند که: نه جانم! کهکشان! و حال می فهمم که چه اسم زشتی! کهکشان، یعنی از آنجا که کاه می کشیده اند و اینها هم کاه هایی است که بر راه ریخته است! شگفتا که نگاه های لوکس مردم آسفالت نشین شهر آن را کهکشان می بینند و دهاتی های کاهکش ،کویر، شاهراه علی، راه کعبه، راهی که علی از آن به کعبه می رود.
..........
شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست
..........
آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز
کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با
قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق
شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم
پاسخ خویش را خواهیم گرفت.
..........
خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن
..........
خدایا به من زیستنی عطا کن
که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که
برای زیستن گذشته است
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم
..........
پروردگارا به من توفیق عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما
..........
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
تا بدین سان بشکند دائم ، سکوت مرگبارم را
..........
به من بگو نگو : نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .
روزی که بود ، ندیدم….روزی که خواند ، نشنیدم
روزی دیدم که نبود….روزی شنیدم که نخواند
..........
خدایا به من توفیق تلاش در شکست
صبر در نومیدی
عظمت بی نام
دین بی دنیا
عشق بی هوس عطا کن
..........
طبقه بندی: عــلــی شریـ ـعــتـ ــی ،
برچسب ها: جمله های دکتر علی شریعتی، اس ام اس فلسفی، حرفهای دکتر علی شریعتی، زندگینامه ی دکتر علی شریعتی، کتابهای علی شریعتی، شریعت مداری، علی شریعتی،